X
تبلیغات
زیر درخت بلوط
دوست دارم گرهی را که به کارم زده اند/کین همان است که پیوسته در ابروی تو بود...
تا الان مبلغ507000تومان برای بی بی جمع آوری شده است...ان شاءالله به زودی بتوانیم با کمک دوستان مابقی مبلغ را نیز تهیه کنیم...

و خدا بهترین یاوران است...


بعد نوشت:

تا امروز۹شهریور مبلغ ۸۱۵۰۰۰  تومان جمع آوری شده است...و توفیق از آن خداست و خداوند بهترین یاوران است...


امروز13شهریور...و مبلغ جمع شده915000تومان...و خداوند بهتریت یاوران است...

---------------------

امروز 11 فروردین 93؛ مبلغ 2 میلیون و دویست هزار تومان برای بی بی گل جمع شده است.


برچسب‌ها: خدا, عشق, همیاری, مسکن
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 23:18  توسط تلنگر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

«بی‌بی گل طلا. الف» همسر مرحوم «غین.دال»، مادر «ه‍ ‍.» (7ساله-کلاس اول)، «ح.» (2ساله)، «ک.» (4ساله) است و تا چندی پیش  مهدی(خردسال). بی بی می‌گوید مهدی از پشت بام خانه افتاد و توانایی ضعیف مالی آنها اجازه مداوا در بیمارستان با کیفیتی  را نداد و فرزندش را از دست داده است.

این خانواده منبع درآمد خاصی ندارند و با حقوق اندکی که از کمیته امداد(60 هزار تومان) دریافت می‌کنند  وبا یارانه‌ ی ماهیانه  روزگار می‌گذرانند که به سختی کفاف گذران زندگی آن‌ها را می‌دهد. وضعیت منزل آنها اصلا مناسب نیست. قسمتی از خانه خشتی قدیمی است و قسمتی سنگ و گچ. سقف خانه هم از چوب است. چوب‌هایی که آن‌قدر نم دیده و دود گرفته‌اند که مقاومتشان اندک شده و حادثه آفرین هستند.

 

پشت بام نیز از چوب و گل است و مقاومت اندکی دارد

 

و مدام چکه می‌کند و خانه‌ای که به سختی با نفت گرم شده را نمور و غیر قابل اسکان می‌کند. توالت و حمام نیز وضعیت مناسبی ندارند و در فصل سرما نیز  استفاده از آنها دشوارتر است.

کمیته ی امداد در صورتی که این خانواده بتوانند مبلغ3میلیون تومان را تهیه کنند و محل ساخت خانه داشته باشند می‌تواند با اعطای وام خانه‌ای جدید برای آن‌ها بسازد. اما متاسفانه این مبلغ خیلی بیشتر از آن است که «بی‌بی» بتواند آن را تهیه کند.

آنها از نظر معیشتی در مضیقه هستند و اجناس هم قیمت بسیار بالایی دارند و این‌روزها مهربانی‌های اطرافیان کم‌رنگ است (و مهربانی خدا نقصان نمی‌پذیرد...).

آن ها در روستا زندگی می‌کنند. بی‌شک اگر می‌توانستند تعداد اندکی احشام داشته باشند وضعیت آنها بهتر می‌شد و این زن رنج‌کشیده و سختی‌دیده نگاه‌های ملتمسانه­ی کودکانش را بی‌پاسخ نمی‌گذاشت...

هر نوع کمکی به آنها مایه خیر و سعادت است ان شاءالله.

امام علی(ع) فرمودند: شما را به خدا سوگند یتیمان را فراموش نکنید.

افسوس که فریفته‌ی دنیا شدیم و خرده زیبایی‌هایش فریبمان داد تا اشک یتیمان را نبینیم. افسوس زینت‌های دنیایی فریبمان داد تا ندای علی(ع) را که این‌روزها از اجاق سرد و  بی‌آتش بی بی و  بغض‌های نشکنش برمی­خیزد،  نشنویم.

نیازمند نفس‌های گرم مومنانه‌تان هستیم تا اشتیاق به زندگی را در این خانواده جانی تازه بدهیم.

و بی‌شک خداوند بهترین یاوران و نیکوترین سرپرستان است.   

عزیزانی که مایل به کمک به این خانواده آبرومند و نیازمندند در صورت آشنایی با مدیر وبلاگ میتوانند از طریق کارت 6037،9913،8947،1735 وی بهشماره  ملی کارت.به نام "ا. مرادی ده شیخ" اقدام نمایند. دوستانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر یا اطمینان از صحت و سقم مساله هستند میتوانند از طریق تماس با شماره 09173447059 (و در نتیجه در صورت نیاز به کمک گواهی کمیته امداد منطقه) به نتیجه برسند.

یاحق.


برچسب‌ها: فراخوان کمک به نیازمندان, کمک به نیازمند, همیاری, کمک برای ساخت حمام و توالت, کمک به اشتغال خانواده یتیم
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 1:55  توسط تلنگر  | 

به لطف خدا و همت دوستان حدودا مبلغ1300000تومان برای تهیه ارزاق در  ماه رمضان جمع آوری شد.حدود 50 بسته 25 هزار تومانی...تلاش کردیم به دست نیازمندترین خانواده ها و علی الخصوص به ایتام نیازمند  برسانیم.... ان شاءالله که کمک های دوستان مورد قبول خداوند واقع شده باشد.و خدا بهترین یاوران است و او برای بندگانش کافی است...


برچسب‌ها: خدا, جهاد, همیاری, ایتام, ماه رمضان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 0:55  توسط تلنگر  | 

شب نوزده رمضان بود. ما هم عشق هیات بودیم. با بچه ها قرار گذاشته بودیم مسجد جامع شهرمون. مداح توپی هم قرار بود بیارن.تازه مد شده بود حسین حسین اکسیژنی خوندن! خلاصه همه چی جور بود برای یه سینه زنی مشتی. زیر پیرهن سیاهم یه زیرپیرهنی سیاه پوشیدم که اگه پاش افتاد( مثل دفعه ی قبل!) پیرهن دربیاریم ضایع نباشه شب ضربتی! یه شال سیاه هم انداختم گَلِ گردن و راه افتادم. همه چی جور بود برا یه شب باحال. داشت دیر می شد.تند تند راه می رفتم  و کوچه ها رو رد می کردم.تو سیاهی یکی از کوچه ها چشمم افتاد به دوتا بچه هفت-هشت ساله که مدام این طرف و اون طرف رو می پاییدن و یه بسته سیاه هم دستشون بود! جلو خونه ی یکی از آشناها بودن! کنجکاو شدم ببینم ماجرا چیه! یکی از بچه ها نگهبانی می­داد کسی نیاد و یکی دیگه با احتیاط رفت و محکم در زد! بعد بسته سیاه رو گذاشت دم در خونه و تند دوید و پشت تیر چراغ برق قایم شد! قضیه داشت جالب می شد! خودم رو بهتر استتار کردم که اگه خواستم بچه ها رو بگیرم  از دستم فرار نکنن! چند ثانیه بعد یه پسربچه اومد دم در.پسر همون آشنامون بود! کسی رو ندید. بسته رو برداشت و بازش کرد.دو سه تا دفتر و مداد بود و یه تراش آهنی که وقتی افتاد رو زمین و جرینگ صدا داد فهمیدم تراشه... پسربچه رو تو خونه و در رو بست.سه چهار سالی بود بابای کارگرش فوت کرده بود...بچه ها که خودشون رو قایم کرده بودن و با دقت خونه رو نگاه می کردن با احتیاط بیرون اومدن.به هم لبخند زدن و رفتن...

شب نوزدهم بود.یه مداح توپ هم احتمالا روضه ضربت خوردن بابای همه ی یتیمای عالم رو تموم کرده بود و حالا داشت کم کم شور می گرفت...

شب نوزدهم بود و یه کوچه­ ی دلتنگ پر بود از انعکاس صدای مردی در آن سوی تاریخ ...الله الله فی الایتام...

...شب نوزدهم بود و باید خفقان می گرفتم...1

***

سلام.ماه مبارک رمضان، ماه بندگی نزدیکه.به امید خدا بچه ها تصمیم دارند بسته های ارزاقی برای نیازمندان تهیه کنند.از همه عزیزانی که تمایل دارند در این کار خداپسندانه سهیم باشند دعوت به همیاری می شود. هر مبلغی ولو اندک باشد، بی مقدار نیست و نزد خداوند انشاءالله مورد پذیرش است... و بی شک خداوند بهترین یاوران است.

شماره کارت برای واریز یا انتقال مبالغ اهدایی6037،9913،8947،1735 ملی کارت.به نام "ا. مرادی ده شیخ"2


پی نوشت:

1- اون سال،سال سوم دبیرستان بود...

2-قبلا شماره حساب کمیته امداد شهر را هم برای دوستانی که آشنایی زیاد با کار گروه ندارند، می نوشتیم. ولی متاسفانه طبق قانون جدید12 درصد مبالغی که به حساب کمیته امداد واریز می شود را به دلایلی کسر می کنند! این شد که تصمیم گرفتیم خیریه تاسیس کنیم. ولی این کار آنقدر بروکراسی داشت و دست و پا گیر بود که در روزهای اول کاملا دلسرد شدیم.

ناچار هستیم فعلا کار را به صورت کاملا خودجوش پیش ببریم.آدرس وبلاگ و یا ایمیل شما دوستانی که دعوت به مطالعه وبلاگ شدید رو از طریق دوستان معتمد خود پیدا کرده ایم.در صورت ایجاد سوال برای شما عزیزان و ایجاد اعتماد میتوانید از دوستان مجازی خود (علی الخصوص بچه های ورودی قدیم تر بسیج دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، شهید مدنی فعلی، استعلام کنید).

امید است تلاش عزیزان مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گیرد.

سالار شهیدان، امام حسین(ع) حدیثی دارند:«اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم»

بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید]که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .( مستدرک الوسائل، ج 12، ص 369)

 


برچسب‌ها: خدا, جهاد, عشق, تهیه ارزاق
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 23:31  توسط تلنگر  | 

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.

از این که مدتی نبودیم(به دلیل تنبلی-پایان نامه و گرفتاری های جدید!)از دوستان پوزش می طلبیم.

-هزینه خرید تلویزیون(100000تومان) به لطف خدا و همت عزیزان تامین شد.

-کار ساخت حمام و توالت برای خاطره بحمد الله با همیاری عزیزان و کمک خانواده خاطره تقریبا به پایان رسید. سعی میکنیم به زودی گزارشی تصویری از پروژه را خدمت دوستان  ارائه دهیم.

در رابطه با چند مورد درخواست همیاری که به صورت پیامکی با دوستان مطرح شد:

-دو دانش آموزی که قرار بود برای چشم هایشان به پزشک مراجعه کنند: هزینه مراجعه به پزشک و احیانا تجویز عینک فعلا تامین شده و متاسفانه به دلیل شروع امتحانات و دور بودن از شهر به بعد از امتحانات موکول شده. امیدواریم با تجویز عینک مشکل این دو خواهر حل شود و نیازی به عمل نداشته باشند. در صورت نیاز به عمل اطلاع رسانی می شود.

-هزینه ترخیص بیمار نیازمند به لطف خدا و همیاری شما عزیزان تامین شد.

-کمک هزینه ای که برای داماد35ساله برخی دوستان اهدا کردند نیز خدمتشان رسید و توانستند تعدادی از وسایل منزل را تهیه کنند.


پی نوشت:

در نظر داریم برای تعدادی از هم شهریان نیازمند کولر دست دوم بخریم.البته هنوز گزینه ها رو دقیق بررسی نکردیم ولی کار جمع اوری همیاری ها رو شرو کردیم. در صورت تمایل می توانید به شماره کارت6037991389471735ملی کارت به نام(ا.مرادی)هدایا رو انتقال بدهید.لطفا (حتما) مبلغ واریز شده را اطلاع دهید.چه از طریق پیامک و چه وبلاگ یا میل...

ما را از دعای خیر خود محروم نکنید...




برچسب‌ها: خدا, عشق, همیاری, جهاد
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 7:41  توسط تلنگر  | 

گنجشک ها "جیک جیک" ذکر "مجیر مجیر" را بر شاخه های لیمو ضرب گرفته اند؛

و درختان بی قراری نسیم سحر را می رقصند؛

باد هنگامه کرده است؛

سگ های ده، ضجه های دنباله داری از دل می کشند؛

خروس ها،

             -قولوا قولوا گویان-

همه را به اعتراف کشانده اند؛

یاکریم ها، " هو هو" رازی افشا شده را اقرار می کنند؛

سبزه ها، شبنم های درخشانی گریسته اند؛...

در این سمفونی بی بدیل،

                               -این سرود دلچسب توحید-

ناگزیری به اعترافی از جان:

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ

                   سُبْحَانَكَ

                               إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»


*رسیلی:همخوانی،هم نوازی،سمفونی

پی نوشت:

1- هر کس به طریقی صفت وصف تو گوید     بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

2-انبیا 87




برچسب‌ها: خدا, عشق, توحید, ذکر, حمد
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 14:7  توسط تلنگر  | 

در تحقق آرزوی کودک ۴-۵ ساله سهیم باشیم

این کودک در خانواده ای زندگی می کند که توان مالی اندکی دارند.او عاشق برنامه های کودک است اما متاسفانه توان مالی پدر که کارگری ساده است  اجازه خرید تلویزیون را به انها نمی دهد.

از همه ی عزیزان تقاضای همیاری داریم.

و خداوند بهترین یاوران است.


پی نوشت:

۱-بچه ها در نظر دارند تلویزیون دست دوم مناسبی تهیه کنند.هزینه تقریبی حدود۱۰۰هزار تومان است . در صورت جمع شدن مبلغ بیشتری تلویزیون نو خریداری می شود

۲- کار ساخت توالت و حموم برای "خاطره" الحمدلله تا حد زیادی پیش رفته به زودی گزارشی در این رابطه خدمت عزیزان گذاشته می شود.

۳-در صورت امکان با دوستان خود نیز مواردی که مطرح می کنیم را اطلاع دهید.محتاج به دعای خیر عزیزان هستیم.

شماره کارت بنده عوض شده.شماره کارت جدید6037991389471735



برچسب‌ها: خدا, جهاد, انفاق, تلویزیون اهدایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 17:25  توسط تلنگر  | 

/**/

عید در دو نگاه

نگاه اول :

عيد ، (( حَوِّلْ حالِنا )) است

كه واجب است بفهميم

عيد ،  شوقي است

كه پدرم را به مزرعه مي خواند

عيد ، تن پوشِ كهنهء باباست

كه مادر

آنرا به قدِ من كوك مي زند

و من آنقدر بزرگ مي شوم

كه در پيراهن مي گنجم...

 

نگاه دوم :

 

عيد ،

سوپر ماركتي است

كه انواع خوردنيها در آن هست

عيد ،

بوتيكي است

كه انواع پوشيدنيها در آن هست

عيد ،

ملوديِ مبارك باد است

كه من با پيانو مي نوازم

شب بخير دوست من!

مرحوم سلمان هراتي / از مجموعه ((دري به خانه خورشيد))

 

سلام دوستان!

بهار نزدیکه.دانش آموزانی داریم که وضع مالی خوبی ندارند.و شاید عیدی گرفتن از آرزوهای قشنگشون باشه.

 از اون موقع که بچه کوچولوها برای کشیدن اولین نقاشی کج و کوله شون بوسه بارون میشدن و هدیه های قشنگ میگرفتن، امثال علی و زهرا و مرضیه و مهرداد مجبور بودن بزغاله ها رو از صبح علی الطلوع تو کوه ها بچرخونن و برای جمع کردن مقداری بلوط و گرفتن پولی ناچیز از بقالی، زیر آفتاب پوست بندازن...

اینجا تو چشمای بچه ها دلتنگی عجیبی موج میزنه.و تو چشماشون هیجانی آرمانی رو میشه حس کرد.

قراره به امید خدا برای بچه های نیازمند روستا، عیدی بگیریم.عیدی هایی که از طرف امام زمان(عج)به اونا داده میشه...

اگه تمایل به همیاری دارید،بسم الله...

بهار داره میرسه...

شاید بشه دلا رو گردگیری کرد...


پی نوشت:

1-شماره حساب برای همیاری عزیزان:ملی کارت 6037991389471735(ا.مرادی)

2-ساخت حموم و توالت برای خاطره و خانوادش به یاری حق به زودی شروع میشه ولی هنوز نتونستیم هزینه ساخت رو تکمیل کنیم...

3-عاجزانه محتاجیم به دعای خیرتون...یاحق


بعد نوشت:18هزار تومن تا الان.یاحق

بعدتر نوشت۱:تا الان(18/12/91)98هزار تومن.یاحق

بعدتر نوشت۲:مبلغ اهدایی نهایی:۲۲.هزار تومان.و خدا بهترین یاوران است.یاحق

 


برچسب‌ها: خدا, عید, دانش آموز, حمایت
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 10:58  توسط تلنگر  | 

باسمه تعالی

به لطف خدا و همت عزیزان مبلغ570هزار تومان تا حالا برای خاطره تهیه شده.این مبلغ خیلی کمتر از هزینه ی پیش بینی شده برای ساخت توالت و حمام است...
جهت کسب اطلاعات بیشتر -کمیته ی امداد امام خمینی(ره):-07443624293

به کرم پروردگار و مهربانی های شما همچنان نیازمندیم...

خدایا اگر امید به لطف و همراهی ات نبود پاها سست می شد و دل ها می لرزید.بی شک تو رمق پاهایی و باعث بی قراری ها...

کریما؛ تو دست های تهی را آگاهی. و عجز بندگانت را می بینی...

معبودا؛ هرچه برای غیر توست از ما بگیر و جز مهرت در دل های ما قرار مده...


بعد نوشت:

مبلغ جمع شده تا حالا۸۶۰هزار تومان...التماس دعا.یاحق



بعد تر نوشت:مبلغ جمع آوری شده تا حالا حدودا1300000تومان می باشد...التماس دعا یا حق

برچسب‌ها: خدا, جهاد, عشق, خاطره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 17:44  توسط تلنگر  | 

"خاطره" ی امروزمان بیش از آن که شنیدنی باشد

دیدنی ست...

تا چشم های کورم باز ببینند

                                   باز بگریند به حال ناتوانی ام...

تا عرق شرم برپیشانی ام بنشیند...

-"این همه سال بی خبر؟ تو واقعا خود را مسلمان می دانی؟"

شرمنده ام...چشم هایی که به گناه عادت دارند کور می شوند. نمی بینند.نمی فهمند...

*

خاطره 7 ساله با چند برادر و خواهر و مادری سرسخت،صبور و رنج کشیده در روستایی نزدیک شهر ما زندگی می کنند.چندین سال پیش پدر خانواده که فوت کرد دردها و رنج های آنها شروع شد. عمری با عزت و آبرو زندگی کرده بودند.بی هیچ درآمدی.تکه زمین هایی داشتند فروختند و خانه ای ساختند.خانه هنوز توالت و حمام ندارد.و این برای همه ی اهل خانه دشوار است که بخواهند برای حمام کردن و... به خانه ی همسایه بروند...خانه دیوار و حصار هم ندارد...

کمیته ی امداد چون قبلا کمکی به آنها کرده نمیتواند دوباره وامی به آنها بدهد...

رنج و دردشان زجر آور است...

به یاری حق و همت دوستان تصمیم داریم در ساخت حمام و توالت ساده ای کمکشان کنیم.

تخمین اولیه عملیات ساخت،لوله کشی،کندن چاه برای دفع فاضلاب،و خریدآبگرم کن حدودا 2 میلیون تومان است.مبلغ تهیه شده تا حال 20هزار تومان است.امید است بتوانیم هرچه زود تر کار را شروع کنیم...دوستان به هر طریق مشروعی که می توانند مشارکت کنند...

خدایا به اعضای ما برای خدمتت توان بده...

یاحق


پی نوشت:

1-کمیته امداد امام خمینی (ره) طبق قوانینش فقط یک بار میتواند وام بلاعوض بدهد و این خانواده قبلا این وام را دریافت و در ساخت خانه خرج کرده اند

2-به زودی استعلامی در رابطه با وضعیت این خانواده از دفتر امام جمعه یا کمیته ی امداد در وبلاگ قرار می دهیم.

3-شماره کارت برای  انتقال وجه 6037991468285329بانک ملی به نام(ا.مرادی.ده شیخ) برای دوستانی که آشنا با کار وبلاگ هستند و برای دوستانی که آشنا نیستند شماره حساب کمیته امداد امام خمینی(ره):0101779140009  { لطفا "حتما" شماره فیش پرداخت و مبلغ رو اطلاع بدید}

 4-محرم تموم شد دعا کنید بازم توفیق نفس کشیدن تو این ماه رو داشته باشیم

یه تک بیت زیبا دیدم: نشسته ام چو غباری به شوق اذن دخول/بیا بگو نتکانند پادری ها را...

و زبان حال "خاطره" شاید این باشد:

نشسته بر سرم این روزها غبار یتیمی    بیا بگو بتکانند روسری ها را...

5-ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید...


برچسب‌ها: خدا, همیاری, جهاد, کمک, ساخت حمام و توالت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 20:6  توسط تلنگر  |