وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.69/29

به نام خدا

از های و هوی  شهر و دل مشغولی های آن که بگذری کمی آن طرف تر  روستایی است که قصه­ های زجرآلود نگفته و دردمویه های نشنیده ی بسیار دارد.از کوچه های دل­تنگ القچین سفلی که بگذری، انتهای روستا خانه ای ست که ساکنان با ایمان آن در نهایت دشواری زندگی را می­گذرانند.با واسطه دوستی در کمیته ی امداد سری به خانه ی آنها می زنیم تا از نزدیک وضعیت آن ها را بررسی کنیم.

خانه ای بسیار قدیمی و شبه کاه­گلیِ سه اتاقه.یکی از اتاق ها که از همه کوچک تر است سال ها پیش با کمکی از طرف مقام معظم رهبری بلوک و سیمان شده.دو اتاق دیگر، یکی انباری است که بیشتر شبیه یک ویرانه است و اتاق دیگر اتاق کاه­گلی ساده ای است که از ظاهرش پیداست با شروع فصل سرما و بارش قابل استفاده نیست.

عمو مراد و بی بی با دختری دم بخت و دستانی خالی ساکنان این خانه اند با درآمد ماهیانه صفر تومان.و اگر یارانه ماهیانه و کمکهای کمیته ی امداد امام خمینی(ره)نبود، معلوم نبود میان ما مسلمانان بی خیال چه بلایی سرشان می آمد...

بی بی از یخچال اقساطی می­گوید  که دو ماهی است با پا در میانی یکی از آشنایان خریده شده و هنوز یک قسط از آن را هم نتوانسته اند پرداخت کنند و از بیماری عمو مراد و از فقر و نداری و از مارهایی که به راحتی تا کنار در اتاق می آیند و از توالتی که هر روز قسمتی از آن فرو می­ریزد

و از حیاط خانه ای که دیوار ندارد و از سفره ای که کم نان است  و بی خورش؛ و از دستانی که خالی اند...

تن پوش کهنه ی بی بی ، صورت چروک افتاده اش که شبیه زمین تشنه ای تمام اشک­های زلال را در خود فرو می خورد تا مبادا بر خاک حیاط بغلتند، لباس های رنگ و رو رفته ی عمو مراد، حیاط سرباز خانه ای که احساس میکنی اکسیژنش کم شده و نفس کشیدن در آن دشوار است همه تصویر کهنگی دردی جانکاه است؛ و صدای هق هق کسی که عمو مراد نیست و هیچ یک از اهالی خانه هم نیست؛ صدای مردی که غربت هزار و چند ساله دارد و من یقین دارم که این خانه هم گوشه ای از غربت بی منتهای اوست...

شاید نباید ملاحظه ی اهل خانه را می کردم و بلند بلند به حال خودم و نه آنها ضجه می زدم اما سکوت کردم و گوش دادم...

عمو مراد می گوید کمیته ی امداد گفته اگر سه میلیون بتوانی تهیه کنی با استفاده از طرح هایی میتوانیم خانه را باز سازی کنیم و مابقی هزینه را خودمان بپردازیم اما هرچه تلاش کردم و به این در وآن در زدم نتوانستم.با درآمد صفر تومان و بیماری و "شکسته" شدن به سختی ارتزاق می­کنیم چه رسد به پس انداز...

با طمانینه حرف میزند و صدایش هنوز صلابت مردانه اش را حفظ کرده،تا جوان بوده و نیروی کار کردن داشته کار کرده اما حالا دیگر توان ندارد و بیمار است.خجالت می کشم به چشم هایش نگاه کنم.

آرام و بی صدا از خانه خارج می شویم.هیچ کس میل حرف زدن را ندارد...

شاید صدای هق هق مردی غریب زبانمان را بسته باشد...

برای رضایت پروردگار و شادی مردی که خدا دوستش دارد و منتظر ظهورش هستیم و برای پاسداشت انسانیت تصمیم داریم به خواست خدا سنگی از گُرده ی این عزیزان برداریم و این مبلغ 3میلیون تومان را تهیه کنیم...

و گمان نکنیم آنها محرومند و ما برخوردار.محرومان واقعی دل های زنگار گرفته ی ماست و اینان ولی نعمتانی هستند که دعای خیرشان رحمت خداوند و رضایتش را در پی خواهد داشت.پس ما به آن ها محتاج تریم...

آدرس این خانه:کهگیلویه و بویر احمد-چرام-روستای القچین سفلی-منزل مراد. ی

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر:همراه بنده:09173447059
6037991732410638بانک ملی ایران. به نام احسان مرادی ده شیخ
 و برای دوستانی که با کار گروه اشنایی ندارن شماره حساب حقوقی میخوان...شکاره حساب کمیته ی امداد امام خمینی شهر چرام...0101779140009
(در صورت واریز هر مبلغی حتما شماره واریز و مبلغ رو اطلاع بدید)
به امید ظهور مهدی موعود(عج) و رفع محرومیت از سراسر جهان....

سلام بر دوستان عزیز.شهادت امام علی ، اسوه ی متقیان را به شما و همه ی مسلمونا تسلیت میگم...این مطلبی که براتون نوشتم مال الان نیست...مال پارساله...ما نتونستیم اون سال کاری براشون انجام بدیم...خیریه ای تقبل کرد هزینه رو تامین کنه اما به مشکل برخوردن و نتونستن کمکی بکنن...-و خدا بخشنده و مهربان است-امسال با پیگیری های متوالی تونستیم کمیته امداد و شورای شهر و فرمانداری رو ببریم یه سر برن اونجا...بلکه بشه لااقل حصار خونه و توالت رو که داره اوار میشه درست کنیم .چون جانوران موذی اذیتشون میکردن...مث مار و عقرب... کنار یه باغ زندگی میکنن. نهایتا یه تومنشو کمیته تقبل کرد...سا سرویس ماسه و یه در دست دوم رو شورا و شهرداری و فرمانداری هم 20کیسه سیمان...ما کارو شروع کردیم...دیشب پی دیوار رو ریختیم...( خدا پی و ریشه ی  دل های همه ی ماها رو محکم کنه)اما این مقدار پول کفاف کار رو نمیکنه...طبق تخمین اوستا کار مابرای اتمام کار ما حداقل هشتصد دیگه لازم داریم...البته بچه های جهادی الحمد لله هستن و هزینه اوستا و کارگر نمیدیم وگنه خیلی بیشتر میشد هزینه ش...خدا به شما عزیزان خیر فراوان بده...اگه تونستید با دوستانتون این مورد رو هم مطرح کنید.اون کار قبلی رو هم چون با همکاری دهیاری هست مراجعه کردیم گفتن بعد ماه رمضون...ایشالا گزارش اتمام هر دو کار رو خدمتتون بعد از کار ارائه میدیم...
در این شب و روزهای عزیز ما رو از دعای خیر خودتون محروم نکنید...و خدا بهترین یاوران و او قوت قلب و بازوی مومنان است...یاحق


برچسب‌ها: خدا, جهادی, کمک به نیازمندان, ارمان امام علی, ع
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 13:6  توسط تلنگر  | 

سلام دوستان عزیز...

قراره برای ماه رمضون بسته های غذایی تهیه بشه.تخمین ما برای هر بسته حدود 25هزار تومنه.

کالاهای پیشنهادی ما،یک کیلو عدس،دو کیلو لوبیا سفید،یک عدد روغن دو لیتری،یک عدد رب گوجه...

 و تعداد خانوارهایی که در نظر گرفتیم حدود صد خانوار هست.(البته فعلا)... امیدواریم به فضل خداوند این کار به انجام برسه...و بی شک خداوند بهترین یاوران است و او به حال بندگانش آگاه تر است...


بعد نوشت:

تا الان 23رمضان 36بسته ی غذایی به ارزش تقریبی 920000تومان تهیه و توزیع شده است...این پرونده مختومه نیست و تا اخر ماه مبارک ادامه خواهد داشت...و من الله توفیق

 


برچسب‌ها: خدا, بسته های غذایی, کمک به نیازمندان و ایتام, ماه رمضان, امام علی
+ نوشته شده در  جمعه بیستم تیر 1393ساعت 19:23  توسط تلنگر  | 

هو المعین 

سلام خدمت دوستان عزیز. خیلی وقت بود که میخواستیم گزارشی تصویری از چند کار عمرانی که بچه ها انجام داده بودند روی وب بذاریم ولی فرصت نمی شد.

اولین کار عمرانی بچه ها ساخت آشپزخانه برای  خانواده ای نیازمند در روستای القچین بود.هزینه ی تمام شده ی کار چیزی حدود دو میلیون تومن بود که مبلغی رو تونستیم از کمیته ی امداد شهرمون بگیریم...

 

و این هم نمایی از داخل آشپزخونه

 

و خداوند بهترین یاوران است


2-ساخت سرویس بهداشتی برای خاطره...

که مجموعا حدود دو میلیون و نیم هزینه شد...

 و خداوند بهترین یاوران است...

 

 


برچسب‌ها: خدا, عشق, جهادی, کمک به نیازمندان, گروه های مردمی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 0:43  توسط تلنگر  | 

سلام دوستان عزیز. امیدوارم حالتون خوب باشه.قراره قسمتی از خونه ی زنی بی سرپرست( با چند سر عائله)که طرح هادی خونه ش رو گرفته بازسازی بشه....به دلیل این که  خونه قدیمی بوده پایان کار نداره و  شهرداری هزینه بازسازی بهشون نمیده.اونا هم شدیدا تو مضیقه هستن.میخوایم یه اردو جهادی برای این کار بعد ماه رمضون بذاریم. برای تامین هزینه ش قطعا به کمک عزیزان نیاز داریم.اگه تمایل به همکاری داشتین اطلاع بدین.و خدا بهترین یاوران است...یاحق

پی نوشت ها

* این زن بی سرپرست خواهر شهیده و همراه مادر شهید ا.هوشمند تو این خونه زندگی میکنه...

*شماره حسابی که از این به بعد کمکها رو توش میریزیم مخصوص کمک های مردمیه...البته هنوز حقیقیه و نتونستیم شماره حساب حقوقی ایجاد کنیم...نزد بانک ملی به نام احسان مرادی ده شیخ؛ شماره حساب: 0345039986009شماره کارت:6037991732410638

*لطفا مبلغ هر واریز و محل مصرفش رو به شماره09173447059اطلاع بدین. 

*شکر فرصت هایی که خدا بهمون میده  رو به جا بیاریم...فرصت هایی که شاید همیشه نباشن.با تشکر از دوست خوبم پابسته که بهم یاداوری کرد. خصوصی فرستاده بود!عمومیش می کنم! فرستاده بود:

دعایی توی مفاتیح هست در بخش زیارت دعا برای امام عصر
که کاملش اینجاست و خیلی جالب:
http://www.zohooremonji.com/AboutEmam.aspx?ID=98d0b616-797a-459b-b7f2-d3f7d4d4348a

تو بخشی از دعا اومده :

وَ اَعِذنا مِن السّامَةِ وَ الکَسَلِ وَ الفَترُةِ، وَ اجعَلنا مِمَّن تنصر بِه لِدینک، وَ تُعِزُّ بِه نَصرَ وَلیِّکَ، وَ لا تَستَبدِل بِنا غَیرَنا، فَاِنَّ استِبدالَکَ بِنا غَیرَنا عَلَیکَ یَسیر، وَ هُوَ عَلَینا کَثیر،



و پناه ده ما را از دلتنگی و تنبلی و ماندگی،

 و مقرّر کن ما را از آنها که یاور دین تو باشند،

و عزیز کنی به آنها یاری ولیّت را،

و دیگری به جای ما نگذار،

 زیرا گذاشتن دیگری به جای ما بر تو آسان است، و بر ما بسیار گران...


بعد نوشت:

تا امروز...93/3/27 مبلغ ۴۰۰۰۰تومان جمع اوری شده است...و خدا بهترین یاوران است...

تا امروز93/3/29 مبلغ 60000 تومان جمع اوری شده است. و خداوند بهترین یاوران است...

امروز 7/4/93 به همت دوستان عزیزمون که هرچند ازمون دور هستند اما دل هاشون به ما بسیار نزدیکه هزینه این کار تامین شد و به امید خدا بعد از ماه مبارک کار شروع میشه.مبلغ اهدایی دوستان 4میلیون و پانصد تومان بوده که به امید خدا فراتر از هزینه ی این کار هست و مبلغی از اون رو برای بی بی گل قرار میدیم تا کارهای اداری وام مسکنشون جور بشه...و خداوند بهترین یاوران است و او به حال بندگانش اگاه تر است...


برچسب‌ها: خدا, عشق, جهاد, بازسازی مسکن, شهید
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 15:0  توسط تلنگر  | 

سلام دوستان عزیز.از غیبت نسبتا طولانی مدتم پوزش میخوام...دلایل این غیبت زیاد هستن. اما اصلی ترینشون قطعا ضعف ایمان و کاهلی بنده بوده. امیدوارم خداوند بنده ی حقیر رو عفو کنه...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 14:49  توسط تلنگر  | 

تا الان مبلغ507000تومان برای بی بی جمع آوری شده است...ان شاءالله به زودی بتوانیم با کمک دوستان مابقی مبلغ را نیز تهیه کنیم...

 

و خدا بهترین یاوران است...


 

بعد نوشت:

تا امروز۹شهریور مبلغ ۸۱۵۰۰۰  تومان جمع آوری شده است...و توفیق از آن خداست و خداوند بهترین یاوران است...


تا امروز13شهریور...و مبلغ جمع شده915000تومان...و خداوند بهترین یاوران است...

---------------------

تا امروز 11 فروردین 93؛ مبلغ 2 میلیون و دویست هزار تومان برای بی بی گل جمع شده است.

-------------------------

تا امروز27خرداد93:مبلغ 2 میلیون و ششصد هزار تومان جمع آوری شده است...و خداوند بهترین یاوران است..

امروز7/4/93 هزینه ی باقی مانده این طرح تامین شد و به امید خدا کار تشکیل پرونده این خانداده برای تهیه مسکن انجام خواهد شد و خداوند بهترین یاورتان است.یا حق


برچسب‌ها: خدا, عشق, همیاری, مسکن
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 23:18  توسط تلنگر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

«بی‌بی گل طلا. الف» همسر مرحوم «غین.دال»، مادر «ه‍ ‍.» (7ساله-کلاس اول)، «ح.» (2ساله)، «ک.» (4ساله) است و تا چندی پیش  مهدی(خردسال). بی بی می‌گوید مهدی از پشت بام خانه افتاد و توانایی ضعیف مالی آنها اجازه مداوا در بیمارستان با کیفیتی  را نداد و فرزندش را از دست داده است.

این خانواده منبع درآمد خاصی ندارند و با حقوق اندکی که از کمیته امداد(60 هزار تومان) دریافت می‌کنند  وبا یارانه‌ ی ماهیانه  روزگار می‌گذرانند که به سختی کفاف گذران زندگی آن‌ها را می‌دهد. وضعیت منزل آنها اصلا مناسب نیست. قسمتی از خانه خشتی قدیمی است و قسمتی سنگ و گچ. سقف خانه هم از چوب است. چوب‌هایی که آن‌قدر نم دیده و دود گرفته‌اند که مقاومتشان اندک شده و حادثه آفرین هستند.

 

پشت بام نیز از چوب و گل است و مقاومت اندکی دارد

 

و مدام چکه می‌کند و خانه‌ای که به سختی با نفت گرم شده را نمور و غیر قابل اسکان می‌کند. توالت و حمام نیز وضعیت مناسبی ندارند و در فصل سرما نیز  استفاده از آنها دشوارتر است.

کمیته ی امداد در صورتی که این خانواده بتوانند مبلغ3میلیون تومان را تهیه کنند و محل ساخت خانه داشته باشند می‌تواند با اعطای وام خانه‌ای جدید برای آن‌ها بسازد. اما متاسفانه این مبلغ خیلی بیشتر از آن است که «بی‌بی» بتواند آن را تهیه کند.

آنها از نظر معیشتی در مضیقه هستند و اجناس هم قیمت بسیار بالایی دارند و این‌روزها مهربانی‌های اطرافیان کم‌رنگ است (و مهربانی خدا نقصان نمی‌پذیرد...).

آن ها در روستا زندگی می‌کنند. بی‌شک اگر می‌توانستند تعداد اندکی احشام داشته باشند وضعیت آنها بهتر می‌شد و این زن رنج‌کشیده و سختی‌دیده نگاه‌های ملتمسانه­ی کودکانش را بی‌پاسخ نمی‌گذاشت...

هر نوع کمکی به آنها مایه خیر و سعادت است ان شاءالله.

امام علی(ع) فرمودند: شما را به خدا سوگند یتیمان را فراموش نکنید.

افسوس که فریفته‌ی دنیا شدیم و خرده زیبایی‌هایش فریبمان داد تا اشک یتیمان را نبینیم. افسوس زینت‌های دنیایی فریبمان داد تا ندای علی(ع) را که این‌روزها از اجاق سرد و  بی‌آتش بی بی و  بغض‌های نشکنش برمی­خیزد،  نشنویم.

نیازمند نفس‌های گرم مومنانه‌تان هستیم تا اشتیاق به زندگی را در این خانواده جانی تازه بدهیم.

و بی‌شک خداوند بهترین یاوران و نیکوترین سرپرستان است.   

عزیزانی که مایل به کمک به این خانواده آبرومند و نیازمندند در صورت آشنایی با مدیر وبلاگ میتوانند از طریق کارت 6037،9913،8947،1735 وی بهشماره  ملی کارت.به نام "ا. مرادی ده شیخ" اقدام نمایند. دوستانی که مایل به کسب اطلاعات بیشتر یا اطمینان از صحت و سقم مساله هستند میتوانند از طریق تماس با شماره 09173447059 (و در نتیجه در صورت نیاز به کمک گواهی کمیته امداد منطقه) به نتیجه برسند.

یاحق.


برچسب‌ها: فراخوان کمک به نیازمندان, کمک به نیازمند, همیاری, کمک برای ساخت حمام و توالت, کمک به اشتغال خانواده یتیم
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 1:55  توسط تلنگر  | 

به لطف خدا و همت دوستان حدودا مبلغ1300000تومان برای تهیه ارزاق در  ماه رمضان جمع آوری شد.حدود 50 بسته 25 هزار تومانی...تلاش کردیم به دست نیازمندترین خانواده ها و علی الخصوص به ایتام نیازمند  برسانیم.... ان شاءالله که کمک های دوستان مورد قبول خداوند واقع شده باشد.و خدا بهترین یاوران است و او برای بندگانش کافی است...


برچسب‌ها: خدا, جهاد, همیاری, ایتام, ماه رمضان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 0:55  توسط تلنگر  | 

شب نوزده رمضان بود. ما هم عشق هیات بودیم. با بچه ها قرار گذاشته بودیم مسجد جامع شهرمون. مداح توپی هم قرار بود بیارن.تازه مد شده بود حسین حسین اکسیژنی خوندن! خلاصه همه چی جور بود برای یه سینه زنی مشتی. زیر پیرهن سیاهم یه زیرپیرهنی سیاه پوشیدم که اگه پاش افتاد( مثل دفعه ی قبل!) پیرهن دربیاریم ضایع نباشه شب ضربتی! یه شال سیاه هم انداختم گَلِ گردن و راه افتادم. همه چی جور بود برا یه شب باحال. داشت دیر می شد.تند تند راه می رفتم  و کوچه ها رو رد می کردم.تو سیاهی یکی از کوچه ها چشمم افتاد به دوتا بچه هفت-هشت ساله که مدام این طرف و اون طرف رو می پاییدن و یه بسته سیاه هم دستشون بود! جلو خونه ی یکی از آشناها بودن! کنجکاو شدم ببینم ماجرا چیه! یکی از بچه ها نگهبانی می­داد کسی نیاد و یکی دیگه با احتیاط رفت و محکم در زد! بعد بسته سیاه رو گذاشت دم در خونه و تند دوید و پشت تیر چراغ برق قایم شد! قضیه داشت جالب می شد! خودم رو بهتر استتار کردم که اگه خواستم بچه ها رو بگیرم  از دستم فرار نکنن! چند ثانیه بعد یه پسربچه اومد دم در.پسر همون آشنامون بود! کسی رو ندید. بسته رو برداشت و بازش کرد.دو سه تا دفتر و مداد بود و یه تراش آهنی که وقتی افتاد رو زمین و جرینگ صدا داد فهمیدم تراشه... پسربچه رو تو خونه و در رو بست.سه چهار سالی بود بابای کارگرش فوت کرده بود...بچه ها که خودشون رو قایم کرده بودن و با دقت خونه رو نگاه می کردن با احتیاط بیرون اومدن.به هم لبخند زدن و رفتن...

شب نوزدهم بود.یه مداح توپ هم احتمالا روضه ضربت خوردن بابای همه ی یتیمای عالم رو تموم کرده بود و حالا داشت کم کم شور می گرفت...

شب نوزدهم بود و یه کوچه­ ی دلتنگ پر بود از انعکاس صدای مردی در آن سوی تاریخ ...الله الله فی الایتام...

...شب نوزدهم بود و باید خفقان می گرفتم...1

***

 

سلام.ماه مبارک رمضان، ماه بندگی نزدیکه.به امید خدا بچه ها تصمیم دارند بسته های ارزاقی برای نیازمندان تهیه کنند.از همه عزیزانی که تمایل دارند در این کار خداپسندانه سهیم باشند دعوت به همیاری می شود. هر مبلغی ولو اندک باشد، بی مقدار نیست و نزد خداوند انشاءالله مورد پذیرش است... و بی شک خداوند بهترین یاوران است.

شماره کارت برای واریز یا انتقال مبالغ اهدایی6037،9913،8947،1735 ملی کارت.به نام "ا. مرادی ده شیخ"2

 

 


پی نوشت:

1- اون سال،سال سوم دبیرستان بود...

2-قبلا شماره حساب کمیته امداد شهر را هم برای دوستانی که آشنایی زیاد با کار گروه ندارند، می نوشتیم. ولی متاسفانه طبق قانون جدید12 درصد مبالغی که به حساب کمیته امداد واریز می شود را به دلایلی کسر می کنند! این شد که تصمیم گرفتیم خیریه تاسیس کنیم. ولی این کار آنقدر بروکراسی داشت و دست و پا گیر بود که در روزهای اول کاملا دلسرد شدیم.

ناچار هستیم فعلا کار را به صورت کاملا خودجوش پیش ببریم.آدرس وبلاگ و یا ایمیل شما دوستانی که دعوت به مطالعه وبلاگ شدید رو از طریق دوستان معتمد خود پیدا کرده ایم.در صورت ایجاد سوال برای شما عزیزان و ایجاد اعتماد میتوانید از دوستان مجازی خود (علی الخصوص بچه های ورودی قدیم تر بسیج دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، شهید مدنی فعلی، استعلام کنید).

 

امید است تلاش عزیزان مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گیرد.

 

سالار شهیدان، امام حسین(ع) حدیثی دارند:«اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم»

بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید]که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .( مستدرک الوسائل، ج 12، ص 369)

 

 


برچسب‌ها: خدا, جهاد, عشق, تهیه ارزاق
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 23:31  توسط تلنگر  | 

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز.

از این که مدتی نبودیم(به دلیل تنبلی-پایان نامه و گرفتاری های جدید!)از دوستان پوزش می طلبیم.

-هزینه خرید تلویزیون(100000تومان) به لطف خدا و همت عزیزان تامین شد.

-کار ساخت حمام و توالت برای خاطره بحمد الله با همیاری عزیزان و کمک خانواده خاطره تقریبا به پایان رسید. سعی میکنیم به زودی گزارشی تصویری از پروژه را خدمت دوستان  ارائه دهیم.

در رابطه با چند مورد درخواست همیاری که به صورت پیامکی با دوستان مطرح شد:

-دو دانش آموزی که قرار بود برای چشم هایشان به پزشک مراجعه کنند: هزینه مراجعه به پزشک و احیانا تجویز عینک فعلا تامین شده و متاسفانه به دلیل شروع امتحانات و دور بودن از شهر به بعد از امتحانات موکول شده. امیدواریم با تجویز عینک مشکل این دو خواهر حل شود و نیازی به عمل نداشته باشند. در صورت نیاز به عمل اطلاع رسانی می شود.

-هزینه ترخیص بیمار نیازمند به لطف خدا و همیاری شما عزیزان تامین شد.

-کمک هزینه ای که برای داماد35ساله برخی دوستان اهدا کردند نیز خدمتشان رسید و توانستند تعدادی از وسایل منزل را تهیه کنند.


پی نوشت:

در نظر داریم برای تعدادی از هم شهریان نیازمند کولر دست دوم بخریم.البته هنوز گزینه ها رو دقیق بررسی نکردیم ولی کار جمع اوری همیاری ها رو شرو کردیم. در صورت تمایل می توانید به شماره کارت6037991389471735ملی کارت به نام(ا.مرادی)هدایا رو انتقال بدهید.لطفا (حتما) مبلغ واریز شده را اطلاع دهید.چه از طریق پیامک و چه وبلاگ یا میل...

ما را از دعای خیر خود محروم نکنید...




برچسب‌ها: خدا, عشق, همیاری, جهاد
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 7:41  توسط تلنگر  |